پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اعضاي، كنند.، شركت

اين گروه كودكان و نوجوانان تجربيات را مرور، سپس بطور مفصل شرح مي دهند تا به تغيير مستقيم شناخت هايي كه موجب تغيير رفتاري و هيجاني مي شوند، منجر مي شود. گروه REBT به دنبال افزايش دانش افراد در مورد علت هيجانات و رفتارهاي مخرب است (كري، به نقل از اليس و برنارد، 2006)
2-27. راهنمايي هاي عمومي براي تشكيل گروه هاي REBT
انتخاب افراد براي حضور در گروه، به خصوص در REBT كه گروه مهمي با اهداف خيلي خاص است، جنبه مهمي از گروه درماني است. اليس و برنارد پيشنهاد مي كنند كه رهبر گروه قبل از شروع گروه(در گروههاي بسته) و پيوستن اعضاي جديد به گروه(در گروههاي باز) جلسه مقدماتي با اعضاي بالقوه داشته باشد. هدف اصلي جلسه مقدماتي اين است كه آيا اهداف اعضاي بالقوه با اهداف گروه هماهنگ است. همچنين ملاقات اوليه فرصتي را براي مصاحبه با رهبر گروه براي نوجوانان فراهم مي كند. بطوري كه در اين فرصت آنها مي توانند سئوالاتي را بپرسند كه براي شركت آنها در گروه كمك كند. هنگام سرند كردن براي گروه هاي كودك و نوجوان مهم است كه هم والدين و هم كودكان و نوجوانان در جلسه مقدماتي شركت كنند و در اين جلسه به رازداري، اهداف كودكان و نوجوانان براي شركت در گروه و هر سئوالي كه دارند، بپردازند. درمانگر قبل از جلسه مقدماتي بايد اطمينان پيدا كند كه اعضاي بالقوه معيارهاي محروميت از گروه را دريافت نمي كنند. معيارهاي محروميتي دارند كه از هر گروه تماماً به گروه ، رهبر و اهدافش بستگي دارد. اغلب گروههاي REBT معيارهاي محروميتي دارند كه از هر گروه ديگري سخت تر است. ابتدا رهبران، اعضاي بالقوه اي كه روانپريش، خودكشي گرايانه، داراي آسيب مغزي اند يا ضد اجتماع اند را حذف مي كنند. به علاوه افرادي را كه تمايل كمي به صحبت دارند يا خاموش اند را از گروه حذف مي كند. چرا كه نه براي خود و نه براي ديگران سودي ندارند. يك معيار مهم و خاص محروميت در گروه REBT بي ميلي به انجام تكليف درماني است.
تكاليف گروه جز مهمي از گروههاي REBT است و كساني كه با انجام اين كار علاقه اي ندارند عموماً استفاده از رويكردهاي ديگر براي آنها سودمندتر است. همچنين اعضاي بالقوه گروه بايد معيارهاي شركت در گروه را داشته باشند كه آنها به اهداف خاص گروه بستگي دارد. به منظور شركت در اين گروه افراد بايد از چهار چوب كلي REBT اطلاع پيدا كنند. از آن جايي كه اين ها اجزاي ضروري REBT است، اعضاي بالقوه بايد درباره انجام تكاليف و شركت كردن فعال در همه جنبه هاي گروه بخصوص مباحثه كردن با باروهاي غير منطقي خود و ديگران موافقت كنند. معيارهاي شركت در گروه مي تواند بي نهايت براي برخي گروهها خاص باشد. مثلاً در يك گروه بسته مهم است كه اعضا براي شركت در تمام جلسات موافق باشند به علاوه گروهي كه با هدف اضطراب اجتماعي برگزار مي شود. افرادي را به سطوح متفاوت ترس از تعامل با ديگران در كنار افرادي كه در ارتباط با ديگران بسيار راحت اند، سرند خواهند كرد. (كري. 1992)
در گروه REBT جلسه مقدماتي فرصتي را براي رهبر فراهم مي كند تا با اعضاي بالقوه گروه آشنا شود. رهبر بايد تاريخچه كوتاهي از REBT و مختصري از تكنيك هاي آن را كه در گروه مورد استفاده خواهد بود، را توضيح دهد.
اين كار به رهبر اطمينان مي دهد كه اعضا در جلسه آغازين با آگاهي و آمادگي براي كار (مشاركت) مي آيند. بعلاوه جلسه مقدماتي زمان بهينه اي براي آگاه كردن افراد از قوانين اساسي گروه است. بطور مثال قوانين حضور در گروه، چگونگي ارتباط با هم و … همچنين نوشتن ليست مكتوبي از قوانين يا امضا قرار داد مبني بر پايدار ماندن به قوانين مي تواند مفيد باشد. در اين جلسه رهبر فرصتي پيدا مي كند تا در مورد مسائل مهم راز داري بحث كند و آنها را تقويت كند. همچين در مورد محدوديت هاي راز داري و شرايطي كه متخصص اختيار گزارش را دارد. به اعضا يادآوري مي شود كه آنها براي حفظ اطلاعاتي كه در گروه مطرح مي شود، مسئول اند. متأسفانه هنگامي كه گروههاي در موقعيت هاي مدرسه برگزار مي شود، مسائل رازداري هميشه ايمن نيستند، چرا كه اعضاي گروه در تمام روز به طور منظم يكديگر را مي بينند و با هم تعامل دارند. چنانچه اين اتفاق رخ دهد، پيشنهاد مي شود كه با فرد مورد نظر هم در موقعيت انفرادي و هم در گروه گفتگو شود واز اين فرصت براي مرور قوانين راز داري استفاده شود. همچنين در مورد باقي ماندن او در گروه به دليل نقض رازداري تصميم گيري مي شود.
برخي مسائل ديگر كه بايد قبل از شروع گروه تصميم گيري شود، شامل زمان و مكان برگزاري گروه و اندازه گروه است. به علاوه رهبر گروه بايد تعيين كننده نوع گروه باشد. باز يا بسته. در گروههاي باز، كودكان و نوجوانان مي توانند هر موقع به گروه بپيوندند. يك گروه باز را مي توان تا زماني كه رهبر راغب به اداره آن است و عضو كافي هم دارد، حفظ كرد.
اين روش اين مزيت دارد كه به افراد اجازه مي دهد تا زماني كه به اهدافشان برسند در گروه باقي بمانند. با اين حال اين گروههاي بالقوه بي پايان، هنگامي كه در مدارس برگزار نمي شوند، پرهزينه اند و برخي اعضاي بالقوه را از شركت در آن برحذر مي دارند(كري، 1992: به نقل از اليس وبرنارد 2006). عيب ديگر اين روش به عقيده كري (1992) سندرم آشيانه گرم و راحت141است كه در آن افراد مدام كار مي كنند و شايد هرگز تغيير نكنند.
گروههاي بسته تعداد جلسات مشخصي دارند و همه اعضا با هم گروه را شروع و پايان مي دهند، عيب آشكار اين نوع گروهها اين است كه خواه فرد به اهدافش برسد و خواه نرسد، گروه تمام خواهد شد. اگر چه اين مسئله مي تواند به عنوان مزيت باشد، چرا كه آگاهي از اينكه گروه در مدت مشخصي تمام خواهد شد منبعي انگيزشي براي عمل كردن فعالانه و متعاقب آن تغيير است( كري، 1992) . مزيت ديگر گروههاي بسته اين است كه نسبت به گروههاي باز از لحاظ هزينه سودمند ترند.
2-28. مضمون اصلي گروههاي REBT با كودكان و نوجوانان
همانطور كه قبلاً گفته شده، تمركز گروه REBT هنگام كار با كودكان و نوجوانان در نتيجه كاركرد و سطح رشدي افراد، اهداف گروه و مشكلات موجود اعضاي گروه متفاوت است. آنچه در ادامه مي آيد برخي حوزه هاي عمومي، تمرين ها و راهبردهايي است كه به نظر براي اجرا در گروه ها مفيد است.
بطور واضح رهبر گروه با داشتن درك مفهمومي قوي REBT به اعضا سود مي رساند و تكنيك هاي آن را به عنوان مكانيزم تغيير مورد استفاده قرار مي دهد.رهبر گروه با توجه به باورهاي افراد كه در فرايندهاي گروهي مطرح مي شود، ميان ارزيابي هاي غير منطقي و ارزيابي هاي غلط تمايز قائل مي شود. بسته به سطح رشدي كودك و نوجوان متخصصين REBT براي تغيير، هدف گذاري مي كنند. تفسيرهاي غلط از واقعيت ( آنها هرگز مرا دوست نخواهند داشت) مطلق (احتياج به دوستاني دارم كه هميشه مرا دوست بدارند) يا باورهاي ارزيابي شده (وحشتناك است كه مرا دوست نداشته باشند) است. بطور ادراكي اين سه شناخت خيلي متفاوتند و فرايندهاي گروهي به رهبر و اعضاي گروه اجازه مي دهد تا بطور موثر يكي يا همه انواع نظام باورها را هدف قرار دهند. تفسير غلط از واقعيت (پيشگويي / استنتاج غلط) مثالي است كه اشاره به فرآيند هاي درماني دارد كه در گروه درماني؛ درمان اين باورها موثرتر از درمان فردي است. همسالان منابع مهمي از جمع آوري داده و با خوردها هستند، اعضايي كه ارزيابي هاي غير منطقي و مطلقشان را به اشتراك مي گذارند و ديگر همسالان مي فهمند كه در اين تجربه تنها نيستند. اغلب، شنيدن اين باورهاي ارزيابي شده از دهان ديگر اعضاي گروه در درك ناقص بودن روش تفكر آنها كمك كننده است. به علاوه رويكرد گروه درماني نوجوانان را به همسالاتي مواجه مي كند كه بطور موفقيت آميز انواع متفاوت شناخت هايشان را تغيير داده اند و به اين ترتيب آنها از اين مدل سود مي برند. اليس و برنارد (2006) رهبر گروه را تشويق مي كنند تا راجع به روابط ميان هيجان ها، شناختها و رفتارها در فرايند هاي گروه درماني زودتر از اين بحث كنند. آنها باور دارند كه اين مسئله كليدي و تسهيل تغييرات است. چرا كه آنها با نوجواناني مواجه اند كه وارد گروه مي شوند و اظهار دارند كه داراي مشكلي اند (هيجاني يا رفتاري) با ديگران دچار مشكل اند. بنابراين رهبر گروه بهتر است كه زودتر نقش شناخت در هيجان و ديگر گزينه هايي كه راجع به احساس و رفتار آنها در دسترس اند را نشان دهد. اليس درابتداي گروه اين ايده را ارائه مي دهد كه هيجانات منفي غلط (مثل خشم زياد، اضطراب و افسردگي) در كاركرد افراد مداخله مي كند و آنها را تبديل به افرادي مي كند كه در مدرسه ، خانه و با دوستان دچار مشكل مي شوند. اين گفتگو تسهيل مي شود با درخواست از اعضاي گروه تا آخرين باري را كه تصميم بدي گرفته اند، يادآوري كنند. سپس از آنها خواهيم خواست تا از افكار و احساسات خود هنگام تصميم گيري بگويند و آيا هميشه اجازه مي دهند كه احساسشان براي آنها تصميم گيري كند. بنظر مي رسد كه افراد در يادآوري اين مسئله نسبتاً خوب عمل مي كنند و قادرند تا نقش عواطف را در تصميم گيري شناسايي كنند. همچنين مي توان از نمونه هاي ويدئويي هم استفاده كرد تا نشان دهد افراد هنگامي كه بسيار ناراحتند، چگونه تصميمات نامناسبي مي گيرند.(اليس و برنارد، 2006).
دويل(2003) برخي تمرينات پيشهادي براي موقعيت هاي گروهي را كه به نظر عالي اند و كاربردهاي خاصي فرآيندهاي گروه درماني REBT با كودكان و نوجوانان دارند، ارائه مي دهد. در زير به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
تمرين معرفي: از افراد خواسته مي شود اين جمله را تمام كنند. من اميد دارم از اين گروه …….. بدست آورم. اين روش در ارتباط با هدف مفيد است و به كودكان و نوجوانان هم اجازه شنيدن اهداف ديگر اعضا را مي دهد.
خود سنجي جامع: به هر فرد مداد و برگه اي داده مي شود تا توانايي ها و ضعف هاي خود را ارزيابي كند(البته ضعف هايي كه به نظر چاره پذير مي آيد). با افراد كوچكتر از رسم تصاويراستفاده كنيد. از طرف ديگر اين رويكرد در افزايش بينش نسبت به مشكلات همچنين كمك در انتخاب هدف، مفيد خواهد بود.
انتظارات / ترس ها: از هرفرد خواسته مي شود تا انتظارات و ترسهايش را درباره شركت در گروه بگويد. اين روش بخصوص در رابطه با كودكان و نوجوانان مفيد خواهد بود.
بهترين و بدترين روز: در اين تكنيك از اعضاي گروه خواسته مي شود تا تركيبي از بهترين و بدترين روز در ماه گذشته را ترسيم كنند و آنها را با گروه به اشتراك بگذارند. رهبر گروه گفتگو را درباره آنچه كه نوع تجربه را خوب يا بد مي سازد، تسهيل مي كند و در جستجوي الگوهاي تفكري كه ميان اين دو متفاوت است، كمك مي كند.
آموختن از اشتباهات: از افراد خواسته مي شود تا راجع به موقعيتي كه انها باور دارند به خوبي از عهده اش بر نيامده اند. فكر كنند بطور خاص از آنها خواسته مي شود تا چشمهايشان را بسته وسعي كنند احساسات و افكاري را كه در آن لحظه دارند، به ياد آورند. سپس از آنها خواسته مي شود تا آنها را يادداشت كند و با گروه به اشتراك بگذارند و به آنها اجازه دهند تا در شناسايي هر نوع انحراف فكري كمك كنند.
نقش گذاري142: از اعضاي گروه خواسته مي شود تا درباره موقعيتي نزديك كه براي آنها نگران كننده است (بطور مثال امتحان و…) فكر كنند و آن را با اعضاي ديگر گروه اجرا كنند. افراد از اين فرصت براي بدست آوردن باز خورد در مورد رفتارهاي همسالانشان استفاده مي كنند. همچنين در مورد آنچه كه آنها بطور شناختي تجربه مي كنند، فرضياتي ارائه مي دهند.
جايگاه فعال (صندلي داغ)243: يكي يكي اعضاي گروه روي صندلي مي نشينند و از شركت كننده ها مي خواهند تا به آنها باز خورد دهند در حالي كه آنها ساكت اند. اين

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *