دانلود تحقیق با موضوع صاحب نظران، کارشناسان، عرضه کننده

1- عدم مشابهت وفقدان جنبه رقابتي فرآورده هاي دست سازبا توليدات صنعتي کشورهاي پيشرفته دراين خصوص بايد گفت که کشورهاي پيشرفته به عنوان تقاضا کننده مطرح بوده وکشورهاي درحال توسعه حکم عرضه کننده را دارند(برخلاف کالاهاي صنعتي).
2- ارزاني نسبي قيمت صنايع دستي به علت پا يين بودن سطح دستمزدها درممالک درحال توسعه.
3- بالا بودن قدرت خريد و”تمايل نهائي به مصرف” مرد م درکشورهاي پيشرفته وعلاقه آنان به خريد واستفاده ازاشياء هنري- مصرفي.
4- رعايت برخي ملاحظات اجتماعي وسياسي ازطرف کشورهاي پيشرفته که موجب تعيين سهميه ومعافيتهاي گمرکي براي فرآورده هاي دستي صادراتي ممالک درحال توسعه شده است.( حسيني،هادي بهنود،غلامحسين براتعلي،1387، 31).
2-6-2-اثرات فرهنگي و هنري صنايع دستي
هرچند که ازديدگاه متفکران وصاحب نظران مباحث هنري،صنايع دستي،”هنر-صنعتي ” است که نه تنها واجد ارزش هاي متقن فرهنگي وهنري بلکه داراي جايگاه والاي اقتصادي واجتماعي ونهايتا بازرگاني وتامين درآمد ارزي است،اما به نظرمي رسد طي دهه هاي اخيرکه بيشتر،مباحث عمده وکلان اقتصادي همچون ايجاد اشتغال مولد،افزايش درآمد ملي،توسعه ي صادرات غيرنفتي وجلب وجذب گردشگروگسترش صنعت توريسم مطرح بوده است،به جنبه ها وجهات فرهنگي وهنري صنايع دستي کشورمان کمترتوجه شده واين ابعاد که درواقع بنيان هاي اساسي وجان مايه ي حقيقي هنرهاي صناعي کشورمان را تشکيل مي دهد،مورد بررسي دقيق وکارشناسانه قرارنگرفته است. برخي ازصاحب نظران نيزهنرها را به دوگروه کلي يعني “هنرهاي محض” و”هنرهاي کاربردي” تقسيم کرده اند وصنايع دستي را کاربردي ترين هنرجهان برشمرده اند.
هنرمندان عرصه ي صنايع دستي با به کارگيري نگاره هاي آشنا ورنگ آميزهاي ما نوس ومفهوم به لايه هاي ذهني وشخصيتي مخاطبان خود راه مي يابند ودرآن تاثيرگذاشته وآن را متحول مي سازند.با نگاره ي”بته”، سروخميده رايادآورمي شود،با طرح “لچک وترنج” ومرکزيت بخشيدن به آن،يادآورزايش ورجعت تمامي موجودات وهمه ي نيروهاي موجود درعالم به مبدا آفرينش مي شوند.با طرح “محرابي”،عبادت خالصانه ومخلصا نه به درگاه حق تعالي را متذکرمي شوند.با نگاره ي “لوزي”حوض وآب وبا نگاره ي”گندم”برکت وبا طرح “خورشيد”،درخشندگي وتابندگي وبا طرح”خورشيدآريايي”،چهارفصل،عناصراربعه و…را تداعي مي کنند وبا طرح”گل ومرغ” بهاروروزگارخوش وشادماني را متذکر مي شوند وپيشکش مي کنند.
دربررسي هاي کارشناسي درباره ي نقش وجايگاه صنايع دستي هرگزنبايد به تاثيرات فرهنگي وهنري صنايع دستي بي توجه بود وصرفا به مباحث اقتصادي واجتماعي وبازرگاني صنايع دستي که هرکدام به نوبه ي خود حايزاهميت فراوان ودرخورتوجهات خاص است بسنده کرد چراکه بنيان اصلي صنايع دستي برارزش هاي متقن وپايدارفرهنگي وهنري قرار دارد وباتوجه وعنايت به ارزش هاي فرهنگي وهنري صنايع دستي که به حفظ کيفيت وحفظ اصالت آثارازلحاظ نگاره،نقش،رنگ اميزي مربوط مي شود مي توان به ماندگاري صنايع دستي انديشيد تا امکان بهره گيري ازاثرات غيرقابل انکاراقتصادي،اجتماعي وبازرگاني صنايع دستي ميسر،مقدورو محقق شود.(ياوري،1389،60)
به اين ترتيب مشاهده مي شود که امروزه صنايع دستي بيشترمتوجه توليداتي شده که متکي به ابتکارات و خلاقيتهاي فردي درامرتوليد بصورت ايجاد تنوع فوق العاده درطرحها،نقوش ورنگها است درحالي که ايجاد هرگونه تنوع درامرمحصولات مشابه کارخانه اي وصنعتي مستلزم صرف هزينه سنگين بصورت استفاده ازماشين آلات ودستگاههاي جديد وحتي تغييرخط توليد خواهد بود.
خوشبختانه درايران نيزبا توجه به وسعت سرزمين،تنوع شرايط جغرافيايي،وجود آثاروبناهاي بيشمارتاريخي، گوناگوني عادات وسنت ها،زمينه بسيارمطلوبي براي ابداع وخلق طرحها ونقوش قابل استفاده صنعتگران دستي با الهام ازنقش مايه ها وطرح هاي قديمي فراهم است.بگونه اي که نه تنها بايد ازنفوذ پديده هاي مخرب بيگانه به قلمروصنايع دستي ايران جلوگيري شود،بلکه ضرورت دارد اصالت طرحهاي هرمنطقه ازکشورنيزحفظ شود. (حسيني،هادي بهنود،غلامحسين براتعلي،1387،32).
2-6-3-اثرات اجتماعي صنايع دستي
مهمترين اثرات صنايع دستي درتعادل اجتماعي عبارتند از:
– صنايع دستي عامل موثربرافزايش درآمد خانوارمي باشد.
– صنايع دستي نقش بسزايي دررفاه اجتماعي ومالي اقشارمختلف جامعه دارد.
-صنايع دستي عامل موثردرتوسعه جوامع محلي وفقيرنشين روستايي کشوراست.
-صنايع دستي عامل اثرگذاردرپيشگيري ازانواع آسيب هاي اجتماعي مانند مهاجرت هاي بي رويه،اعتياد وفحشا مي باشد.(عمادي ازوجي،1387،8 ).
2-7-سيرتحول صنايع دستي
صنايع دستي، يکي از قديميترين و پرپيشينه ترين فعاليت هاي بشري است که به موجب برخي از اسناد و مدارک تاريخي، سابقه پيدايش آن به عصر حجرمي رسد. حاصل کاوشهاي باستان شناسان حکايتگر آن است که از آغاز زندگي بشر بر روي زمين ساخت ظروف وپاره اي ابزار مصرفي ديگر نظير نيزه و خنجر به عنوان وسيله شکار يا اسباب دفاع، از جنس سنگ، آهن، مس و بالاخره پوست و پشم و کرک حيوانات وهمچنين الياف گياهي رواج يافته است. نخستين اجتماعات انساني با توجه به شيوه معيشت جوامع مبتني بر شکار و گردآوري خوراک ذکر کرده اند. شواهدي در دست است که نشان ميدهد صنايع دستي از قدمتي در حدود ????? سال برخوردارند. در اواخر نخستين دوره زندگي اقتصادي اجتماعي بشر، تغييراتي در صنايع دست ساز رخ داد. تحول اجتماعات بشري و تغيير شيوه معيشت انسان ها به کشاورزي در مقايسه با گذشته پيشرفت بسيار قابل ملاحظه اي درزندگي انسان به شمار مي آيد ورشد چشمگير آن در ابزارهاي مربوط به کشاورزي مشهود است.(عمادي ازوجي،1387، 2).
بي ترديداستعداد ونيروي خلاقه وابتکارايرانيان وعلاقه ي آنان به هنروخلق آثارهنري،يکي ازعوامل قوام ودوام صنايع دستي ايران بوده است،به طوري که صاحب نظران معتقدند که ايرانيان با شناخت زيبايي ها موفق به خلق آثار هنري مي شوند ويا لااقل با درک آن،دوستدارومشوق هنرمندان درارايه ي آثارهنري هستند،چرا که ايرانيان هنردوست ازديرباز اين نکته ي حساس را دريافت کرده بودند که کاريک صنعتگر هنرمند تنها يک کاربدني وفيزيکي نيست،بلکه اوهمانند يک اديب وشاعر،احساسات وافکارش را در آثار خود منعکس مي کند وبه آنها عينيت مي بخشد.(ياوري، 1389، 23).
نزديک به 1200 سال ق.م آهن به جاي مفرغ براي ساختن اسلحه وابزارهاوتا حدودي زينت آلات به کار گرفته شد وبناهاي آجري مرتفعي درنقاط مختلف نظير(استرآباد)وروي سکوهاي بلند برپا گشت.
يافته هاي باستان شناسي که حاصل حفاري هاي انجام شده درايران است،ازجمله دلايل ديگري است که مي تواند تکميل کننده ي اطلاعات ما نسبت به پيشينه ي هنرها وصنايع دستي ايران در دوران کهن من جمله قبل ازتاريخ مدون ايران
باشد.نخستين اکتشاف بزرگ درباب صنعت پيش ازتاريخ ايران به وسيله ي “ج.دومرگان” درشوش انجام شد که اشياي مکشوفه هم داراي تنوع زيادي است وهم ازکثرت قابل ملاحظه اي برخوردار است.دراين اکتشافات، اشيايي به دست آمده که متعلق به اوايل دوره ي مس است وتبر،سوزن،اسکنه وآينه هاي مسين که ازدرون مقابر به دست آمده نشان دهنده ي استفاده ي مردم اين دوره ازفلزمس است.(ياوري،1389،25).
درپي کاوشهايي که درسال 1947 ميلادي(1325 ه.ش)درزيويه-درنزديکي سقز به عمل آمده،گنجينه اي ازاشياي زرين ومفرغي ومحصولات تهيه شده ازعاج به دست آمده که به حدود قرن هفتم ق.م يعني آغازدوره ي حکومت مادها تعلق دارد.همچنين درکاوشهاي حسنلو-در85 کيلومتري جنوب اروميه-جام طلايي که برسطحش صحنه هاي اساطيري حکاکي شده وبه قرون 14 ق.م.تعلق دارد،به دست آمده است.
ابزارهاي مفرغي حکاکي شده ي لرستان،انواع سلاح ها،ابزارها ووسايل کشاورزي،وسايل تزيين،انواع دهانه ومالبند وديگرابزارهاي مخصوص اسب وگردونه،سنجاق هاي مفرغي با سري درشت ومزين به شکل سروشاخ چهارپايان وامثالهم ازهنرهاي سنتي وصنايع دستي شاخص ايرانيان درهزاره ي اول قبل ازميلاد است که براساس قراين موجود احتمالا توسط نخستين مادهاي تازه وارد به ايران به وجود آمده است.(ياوري،1389،25).
درسيرتحول تاريخي وتحولات فني وتغييروروش توليد،ظهورانقلاب صنعتي اروپا بزرگترين رويداد تاريخي محسوب مي شود.زيرا صنايع وحرفه هاي دستي به يکباره دچارچنان تحول ودگرگوني عظيمي گرديد که بسياري ازاين صنايع درممالک کانون انقلاب صنعتي روبه نابودي گذاشت.( عمادي ازوجي،1387،2).
2-8- انواع صنايع دستي
2-8-1-طبقه بندي صنايع دستي در ايران
درزمينه طبقه بندي صنايع دستي نيز بايد گفت که اين طبقه بندي به صورت هاي مختلف ازجمله براساس مواداوليه ي مصرفي ويا شيوه وروش ساخت آن مي تواند صورت پذيرد. دراين جا،طبقه بندي انجام شده توسط کارشناسان سازمان صنايع دستي ايران که به طور عمده برمبناي روش وتکنيک ساخت اين گونه محصولات به عمل آمده است،ذکر مي شود:
2-8-1-1-بافته هاي داري:
محصولاتي که به کمک دارهاي افقي يا عمودي مستقر در زمين در زمان بافت، توليد مي شود، بافته هاي داري محسوب مي شود. مثل قالي، گليم، چنته، رويه پشتي و بعضي از انواع زيلو.
2-8-1-2-محصولات دستبافي (نساجي سنتي):
فرآورده هايي که به کمک دستگاه هاي بافندگي دو وردي، چهار وردي، شش وردي، هشت وردي و ژاکارد دستي توليد مي شود، دستبافي محسوب مي شود. نظير جاجيم، ترمه دوزي، شال و انواع پارچه هاي پنبه اي، پشمي و کرکي. از جمله خصوصيات اين رشته از صنايع دستي اين است که اولاً کليه مراحل سه گانه بافندگي (ايجاد دهنه کار، پود گذاري و دفتين زدن) با حرکات دست و پا انجام مي شود. ثانياً امکان استفاده از پودهاي رنگي به ميزان نامحدود و همچنين تنوع طرح بافت با در اختيار داشتن و کنترل حرکات ستوردها ميسر مي شود که اين امر نشان گر حضور موثر و خلاق انسان در توليد است.
2-8-1-3-محصولات بافتني:
انواع مصنوعاتي که با کمک ميل و قلاب و نظاير آن و با الياف طبيعي توليد مي شود، جزء بافتني ها به حساب مي آيد، نظير دستکش، جوراب، کلاه، شال گردن، روسري و…
2-8-1-4-روکاري و رودوزي:
کليه مصنوعاتي که از طريق دوختن سنتي بر روي پارچه هاي بدون نقش و يا کشيدن قسمتي از نخ هاي تار و پود به وجود مي آيد در گروه” رو دوزي” و يا “روکاري” جاي دارد، نظير: سوزن دوزي، قلاب دوزي، مليله دوزي، خامه دوزي، خوس دوزي، گلابتون دوزي، پته دوزي و….
2-8-1-5-چاپ هاي سنتي:
کليه پارچه هايي که به وسيله قلم مو، مهر و نظاير آن رنگ آميزي شده و نقش مي پذيرند جزء

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *