شتر از اداره مخابرات است.
4-4-جمع بندي
اين فصل در قالب دو بخش ارائه شد. بخش اول شامل آمار توصيفي است در اين بخش به توصيف کلي از جامعه پرداخته شد و بخش دوم شامل آمار استنباطي است که در آن بخش به بيان و تجزيه و تحليل فرضيه هاي پژوهش پرداخته شد. در فصل بعدي نتايج و پيشنهاد هاي به دست آمده مبتني بر فرضيه هاي پژوهش بيان مي شود.
فصل پنجم
نتيجه گيري و پيشنهادها
5-1- نتيجه گيري
5-1-1-نتايج فرضيه اول
فرضيه اول : سيستم هاي پشتيباني مديريت ارشد بر بهبود مديريت استراتژيک نهادهاي اجرايي کشور تأثير مثبت و معنادار دارد.
جدول 4-10 اثر رگرسيوني سيستم هاي پشتيباني مديريت ارشد بر بهبود مديريت استراتژيک را نشان داد. همانطور که مشاهده شد، مقدار برآورد استاندارد اثر رگرسيوني سيستم هاي پشتيباني مديريت ارشد، بر بهبود مديريت استراتژيک، برابر 188/0 بوده و با توجه به مقدار ناحيه بحراني که برابر 889/2 و از مقدار ثابت 85/2 بزرگتر بوده ، لذا در سطح 01/0P معني دار مي باشد. بنابراين فرضيه صفر مبني بر عدم تأثير سيستم پشتيباني مديريت ارشد بر بهبود مديريت استراتژيک رد و فرضيه پژوهش پذيرفته مي شود. يعني سيستم پشتيباني مديريت ارشد بر بهبود مديريت استراتژيک تأثير مثبت و معنادار دارد. اين نتايج با يافته هاي پنگ (2008) همخواني دارد.
پنگ (2008) در پژوهشي مطرح ساخت، مديران همواره با مسائلي مواجه هستند كه اخذ تصميم از جانب آنان را مي طلبد به طوريكه از يك سو چگونگي اين تصميم ها ، ميزان موفقيت اهداف سازمان را معين مي كند واز سوي ديگر تصميم گيري مجموعه اي از مراحل و اقدامات مشخص را در بر مي گيرد كه اطلاعات در آن نقش مهم و حياتي ايفا مي كند.بر همين اساس پشتياني را آخرين مر حله استفاده از اطلاعات دانسته اند. در نتيجه مشخص است كه هر قدر دسترسي به پشتيباني اطلاعات در مراحل مختلف فرايند تصميم گيري بيشتر باشد، بهبود مديريت استراتژيک بيشتر خواهد بود .
در تبيين نتايج بايد گفت، بسياري از صاحبنظران مديريت و سازمان پشتيباني را جوهر مديريت دانسته اند و موفقيت و شكست بسياري از سازمانها را در گرو پشتيباني مديران قلمداد كرده اند، براي مثال هربرت سايمون مديريت و پشتيباني را دو واژه مترادف دانسته و اين وظيفه را مهمترين و اصلي ترين وظيفه مديران تلقي نموده است. پشيتباني قوي از جانب سيستم هاي اطلاعات سازمان، مديريت استراتژيک را بهبود مي بخشد.
5-1-2-نتايج فرضيه دوم
فرضيه دوم : سيستم هاي اطلاعات مديريت بر بهبود مديريت استراتژيک نهادهاي اجرايي کشور تأثير مثبت و معنادار دارد.
جدول 4-11 اثر رگرسيوني سيستم هاي اطلاعات مديريت بر بهبود مديريت استراتژيک را نشان داد. همانطور که مشاهده شد، مقدار برآورد استاندارد اثر رگرسيوني سيستم هاي اطلاعات مديريت بر بهبود مديريت استراتژيک برابر 185/0 بوده و با توجه به مقدار ناحيه بحراني که برابر 877/2 و از مقدار ثابت 85/2 بزرگتر بوده ، لذا در سطح 01/0P معني دار مي باشد. بنابراين فرضيه صفر مبني بر عدم تأثير سيستم هاي اطلاعات مديريت بر بهبود مديريت استراتژيک رد و فرضيه پژوهش پذيرفته مي شود. يعني سيستم هاي اطلاعات مديريت بر بهبود مديريت استراتژيک تأثير مثبت و معنادار دارد. اين نتايج با يافته هاي کوک( 2013) همخواني دارد.
کوک( 2013) در پژوهشي عنوان نمود، عنصر کنترلي سيستم سازمان متشکل از دو بخش مديريت و پردازشگر اطلاعات است. پردازشگر اطلاعات به مجموعه تمام افراد و سيستم‌هاي اطلاعاتي و پشتيبان تصميم‌گيري گفته مي‌شود که به مديريت در اتخاذ تصميم کمک مي‌کنند، اما علاوه بر کمکي که به مديريت دارد، بهبود مديريت استراتژيک سازمان را نيز در پي دارد. علاوه بر اين نقش اصلي براي پردازشگر اطلاعات، مي‌توان آن را توليدکننده اطلاعات سازمان (به عنوان يک فرايند يا زيرسيستم از يک سيستم بزرگتر) براي ارائه به سازمان‌هاي بالادست يا موجوديت‌هاي بيروني دانست. گاهي اوقات ممکن است نقش فرعي پردازشگر اطلاعات به نقش اصلي تبديل شود. اين تغيير نقش در شرايطي اتفاق مي‌افتد که مديريت به دلايل مختلف از پردازشگر اطلاعات در تصميم‌گيري استفاده نمي‌کند و در عوض به دلايل مختلف به موجوديت‌هاي مهم در محيط سازمان توجه بيشتري نشان مي‌دهد. هر يک از نقش‌هاي اصلي و فرعي پردازشگر اطلاعات نيازمند ويژگي‌ها، توانايي و مشخصات خاص خود است و اجزاي پردازشگر اطلاعات بايد مطابق با ايفاي نقش غالب، طراحي شده و تطبيق داده شوند.
در تيين نتايج بايد گفت، سيستم‌هاي اطلاعات يکي از اجزاي سيستم کنترلي حلقه بسته محسوب مي‌شوند. بنابراين هدف چنين سيستم‌هايي کمک به کنترل سيستم است. در هر سازمان دو نوع کنترل وجود دارد؛ کنترل عملياتي و کنترل مديريتي. عمليات مختلف سازمان در قالب فرايندها و زيرسيستم‌ هاي صف و ستاد انجام مي‌شوند. هر يک از اين عمليات نيازمند کنترل‌هاي خاص خود هستند و سيستم‌هاي اطلاعاتي خاص خود را طلب مي‌کنند و در نهايت کاربرد اين بخش از فناوري اطلاعات و ارتباطاتف بهبود مديريت استراتژيک است.
5-1-3-نتايج فرضيه سوم
فرضيه سوم : سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري بر بهبود مديريت استراتژيک نهادهاي اجرايي کشور تأثير مثبت و معنادار دارد.
جدول 4-12 اثر رگرسيوني سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري بر بهبود مديريت استراتژيک را نشان داد. همانطور که مشاهده شد، مقدار برآورد استاندارد اثر رگرسيوني سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري بر بهبود مديريت استراتژيک، برابر 430/0 بوده و با توجه به مقدار ناحيه بحراني که برابر 963/6 و از مقدار ثابت 85/2 بزرگتر بوده ، لذا در سطح 01/0P معني دار مي باشد. بنابراين فرضيه صفر مبني بر عدم تأثير سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري بر بهبود مديريت استراتژيک رد و فرضيه پژوهش پذيرفته مي شود. يعني سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري بر بهبود مديريت استراتژيک تأثير مثبت و معنادار دارد. اين نتايج با يافته هاي رولينسون (2012) همخواني دارد.
رولينسون( 2012) در پژوهشي عنوان نمود، سيستمهاي پشتيبان تصميم نوع خاصي از سيستمهاي اطلاعاتي هستند که اطلاعات به‌دست‌آمده از منابع مختلف را با يکديگر ترکيب، بين آنها ارتباط برقرار کرده و از اين طريق به اتخاذ تصميم مناسب به‌خصوص در مورد مسائل پيچيده، کمک مي‌کنند. اين سيستمها داراي قابليتهاي تحليلي پيشرفته‌اي هستند که به کاربران اجازه مي‌دهند تا از مدلهاي تصميم‌گيري مختلفي براي تحليل اطلاعات استفاده کنند. همچنين، اين سيستمها مي‌توانند اطلاعات را از سيستمهاي پردازش اطلاعات گرفته و در قالب مجموعه‌اي از گزارشها به کاربر بدهند. امروزه استفاده از سيستمهاي پشتيبان تصميم در حرفه حسابرسي به‌طور گسترده‌اي رواج پيدا کرده است؛ به‌گونه‌اي که سبب بهبود کيفيت حسابرسي، تسريع در فرايند تصميم‌گيري، بهبود مديريت استراتژيک، کاهش تلاش مورد نياز براي عملکرد موثر و تعليم افراد مبتدي براي قضاوت به شکل حرفه‌اي و ماهرانه شده‌اند.
در تبيين نتايج بايد گفت، موسسه‌هاي حسابرسي به‌طور معمول سيستمهاي پشتيبان تصميم را براي تعيين ريسک، راهبردهاي حسابرسي، برنامه‌ريزي حسابرسي، ارزيابي کنترلها، ارزيابي علامتهاي خطر، تعيين آزمونهاي کنترلي و ذاتي و ارزيابي نتايج اين آزمونها به‌کار مي‌برند. حسابرسان نيز از اين سيستمها براي وظايف متعدد خود مانند تعيين اندازه نمونه، اجراي رويه‌هاي تحليلي، ارزيابي داده‌ها براي شواهد تقلب مالي و آموزش استفاده مي‌کنند. سيستمهاي پشتيبان تصميم از ديدگاه نظري، مزايايي را براي حسابرسان به همراه دارد؛ زيرا دقيقتر، بدون سويه‌تر و عيني‌تر بوده و در يکي کردن حجم بسيار زيادي از اطلاعات براي رسيدن به يک قضاوت خلاصه، نسبت به انسانها موثرترند. پس موسسه‌هاي حسابرسي مي‌توانند از اين سيستمها براي کنترل، تسهيل و حمايت از کار حسابرسي استفاده ‌کنند؛ اگر چه تحقيقهاي پيشين نشان داده‌اند که حسابرسان حرفه‌اي و باتجربه بيشتر اوقات ترجيح مي‌دهند تا از اطلاعات و پيشنهادهاي سيستمهاي پشتيبان تصميم استفاده نکنند؛ فرصتهاي سيستمهاي پشتيبان تصميم آينده براي حسابرسان با توجه به پيشرفت فناوري، توسعه نظريه‌هايي از دانش کامپيوتر و روانشناسي و تغيير رويه‌هاي حسابرسي در نظر گرفته شده است و اينکه چگونه فناوريهاي سيستمهاي پشتيباني از تصميم جديد ممکن است بر رويه‌هاي حسابرسي و بهبود مديريت استراتژيک در آينده اثر بگذارد.
5-1-4-نتايج فرضيه چهارم
فرضيه چهارم : سيستم هاي خودكار كردن فعاليت هاي اداري بر بهبود مديريت استراتژيک نهادهاي اجرايي کشور تأثير مثبت و معنادار دارد.
جدول 4-13 اثر رگرسيوني سيستم هاي خودكار كردن فعاليت هاي اداري بر بهبود مديريت استراتژيک را نشان داد. همانطور که مشاهده شد، مقدار برآورد استاندارد اثر رگرسيوني سيستم هاي خودكار كردن فعاليت هاي اداري بر بهبود مديريت استراتژيک، برابر 140/0 بوده و با توجه به مقدار ناحيه بحراني که برابر 189/2 و از مقدار ثابت 96/1 بزرگتر بوده ، لذا در سطح 05/0P معني دار مي باشد. بنابراين فرضيه صفر مبني بر عدم تأثير سيستم هاي خودكار كردن فعاليت هاي اداري بر بهبود مديريت استراتژيک رد و فرضيه پژوهش پذيرفته مي شود. يعني سيستم هاي خودكار كردن فعاليت هاي اداري بر بهبود مديريت استراتژيک تأثير مثبت و معنادار دارد. اين نتايج با يافته هاي وچيو( 2009) همخواني دارد. چرا که در پژوهشي مطرح ساخت، قابليتهاي سيستم هاي خودکار کردن فعاليت هاي اداري عبارتند از:
1. ارائه ديدگاه جامع از سازمان: يکي از نقشهاي کليدي مديران ارشد داشتن ديدگاه جامع از سازمان است.
2. پشتيباني از برنامه ريزي و مديريت استراتژيک: منظور از برنامه ريزي استراتژيک تعيين اهداف بلند مدت سازمان است که از طريق تجزيه و تحليل نقاط قوت و ضعف سازمان , پيش بيني روندها در آينده , برنامه ريزي خطوط جديد توليد, تهيه تجهيزات جديد و اتخاذ تصميمات خاص در شرايط حاد اقتصادي ميسر مي شود.
3. پشتيباني از سازمان دهي و تامين نيروي انساني در بلند مدت: مديران ارشد بايد به ساختار سازماني نيز توجه داشته باشند.
4. پشتيباني از کنترل استراتژيک : بخش ديگري از تصميمات مديران ارشد به کنترل استراتژيک معطوف مي شود که نظارت و مديريت عمليات کلي سازمان است. يک سيستم کارآمد مي تواند به مديران ارشد کمک کند تا ضمن کنترل بر ابعاد مختلف سازمان از منابع مو جود به بهترين نحو استفاده کنند.
5-1-5-نتايج فرضيه پنجم
فرضيه پنجم : سيستم هاي فرآيند كار بر بهبود مديريت استراتژيک نهادهاي اجرايي کشور تأثير مثبت و معنادار دارد.
جدول 4-16 اثر رگرسيوني سيستم هاي فرآيند كار بر بهبود مديريت را نشان داد. همانطور که مشاهده شد، مقدار برآورد استاندارد اثر رگرسيوني سيستم هاي فرآيند كار بر بهبود مديريت استراتژيک، برابر 347/0 بوده و با توجه به مقدار ناحيه بحراني که برابر 505/5 و از مقدار ثابت 85/2 بزرگتر بوده ، لذا در سطح 01/0P معني دار مي باشد. بنابراين فرضيه صفر مبني بر عدم تأثير سيستم هاي فرآيند كار بر بهبود مديريت استراتژيک رد و فرضيه پژوهش پذيرفته مي شود. يعني سيستم هاي فرآيند كار بر بهبود مديريت استراتژيک تأثير مثبت و معنادار دارد. اين نتايج با يافته هاي وکون( 2008) همخواني دارد. چرا که وکون (2008) در پژوهشي مطرح نمود، امروزه سيستم هاي اداري، سيستم هاي جهاني هستند که وظيفه اصلي آنها ايجاد ارتباط و بهبود ارتباطات است. ارتباطات از لحاظ اطلاعات تجاري از اهميت بسزايي برخوردار است و رمز بقاي سازمانها و تداوم فعاليتهاي آنها مجهز شدن اين سازمانها به ابزارهاي رقابتي عصر اطلاعات ارتباطات؛ يعني سيستم هاي اطلاعاتي و فناوري

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید