وجود دستگاههاي ارتباطي ( از بعد کمي و کيفي) ، امکان استفاده مطلوب و بهينه از زير ساخت و درنهايت بهره مندي از دستاوردها و پتانسيل هاي ارائه شده در بخش هاي فن آوري اطلاعات و کاربردهاي اطلاعات ، وجود نخواهد داشت. دستگاههاي ارتباطي (نظير تلفن هاي ثابت ، سلولي) به عنوان شرط لازم براي ورود به بزرگراه هاي اطلاعاتي مطرح مي باشند. بديهي است تنوع ، کيفيت و مقرون به صرفه بودن دستگاههاي ارتباطي، گزينه هاي متعددي را به منظور استفاده از منابع اطلاعاتي در اختيار متقاضيان، قرار مي دهد. امکان دستيابي آحاد جامعه به منابع اطلاعاتي، يکي از عناصر اصلي سياست گذاري در زمان تعريف استراتژي توسعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات در هر جامعه مي باشد(عدلي، 1391).
در زير مجموعه فن آوري اطلاعات، از سخت افزارهاي متعددي نظير سرويس دهندگان، ايستگاه هاي کاري و برخي کامپيوترهاي بزرگ به همراه دستگاه هاي ذخيره سازي مختلفي ، استفاده مي گردد(نظير استفاده از کامپيوترهاي داخلي که مسئول سرويس دهي به ساير عناصر موجود در بخش فن آوري اطلاعات بوده و يا سرويس دهندگان خارجي که مسئوليت ارائه سرويس هاي داده نظير اينترنت را بر عهده دارند). عليرغم استفاده گسترده از عناصر سخت افزاري در زير مجموعه فن آوري اطلاعات ، نرم افزار حضوري چشمگيرتر داشته و اکثر عمليات نسبت داده شده به اين بخش مستلزم استفاده از نرم افزار مي باشد(سيرواني، 1392).
هدف عمده در بخش کاربردهاي اطلاعات ، ارائه سرويس ها و خدمات گسترده به منظور افزايش کارائي و بهره وري در ابعاد متفاوت اجتماعي در يک جامعه اطلاعاتي است. در اين رابطه با توجه به نقش محوري و حمايت بخش زيرساخت اطلاعات و دستاوردهاي بخش فن آوري اطلاعات، امکان ارائه سرويس ها و خدمات متنوع، گسترده و پويائي در بخش کاربردهاي اطلاعات، فراهم مي گردد. در بخش کاربردهاي اطلاعات ، عليرغم استفاده از سخت افزار ، محور عمليات و هسته اساسي را طراحي و پياده سازي نرم افزار تشکيل مي دهد. همانگونه که ملاحظه مي شود، در زيرساخت اطلاعات عليرغم استفاده از نرم افزار، سخت افزار حضوري برجسته دار داشته و اين وضعيت در بخش هاي فن آوري اطلاعات و کاربردهاي اطلاعات، برعکس مي باشد. پس از ايجاد هر يک از بخش هاي سه گانه فن آوري اطلاعات و ارتباطات، زير ساخت فن آوري اطلاعات و ارتباطات ايجاد و امکان ارتباط آن با ساير بخش ها به منظور نيل به توسعه همه جانبه وجود خواهد داشت. در اين راستا لازم است که تلاش لازم در خصوص ايجاد سه بخش اشاره شده به صورت مستمر، سيستماتيک و هدفمند، دنبال شود. بديهي است تعلل در هر يک از بخش هاي فوق، امکان استفاده از مزايا و دستاوردهاي فن آوري اطلاعات و ارتباطات را عملا” با مشکل مواجه مي نمايد. در برخي از کشورها با توجه به جايگاه گسترده تجهيزات سخت افزاري و ارتباطي در ايجاد زير ساخت اطلاعات، تمامي تلاش انجام شده در جهت توسعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات، محدود به اين بخش بوده و به ساير بخش ها ( فن آوري اطلاعات و کاربردهاي اطلاعات) کمتر توجه مي گردد. فراموش نکنيم که زيرساخت اطلاعات، صرفا” بستر ارتباطي و گزينه هاي متعددي را به منظور استفاده از دستاوردها و مزاياي فن آوري اطلاعات و ارتباطات در اختيار شهروندان يک جامعه قرارداده و مي بايست تلاش مضاعفي در جهت توسعه ساير بخش ها و يا ايجاد زيرساخت هاي جانبي ديگر نيز صورت پذيرد .مثلا” بدون وجود يک زير ساخت قانوني، امکان استفاده از مزاياي فن آوري اطلاعات و ارتباطات در مواردي همچون تجارت الکترونيکي، وجود نخواهد داشت(شهرامي، 1390).
2-2-2-17-استراتژي هاي فن آوري اطلاعات براي توسعه
به موازات استفاده از فن آوري اطلاعات در تمامي ابعاد حيات بشري ، جهان به سرعت در حال تبديل به يک جامعه اطلاعاتي است. امروزه امکان دستيابي به اينترنت و استفاده از منابع اطلاعاتي در تمامي جوامع بشري روندي تصاعدي را طي مي نمايد و جوامع مختلف هر يک با توجه به زيرساخت هاي متعدد ايجاد شده از مزاياي فن آوري اطلاعات ، استفاده مي نمايند. ايجاد زيرساخت هاي ارتباطي، قانوني و تربيت نيروي کار آشنا با فن آوري اطلاعات ، نمونه هائي از تلاش انجام شده در اين خصوص است. رشد شکاف ديجيتالي بين کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه، جوامع شهري و روستائي، شهروندان ماهر و آموزش ديده و فاقد مهارت، جاي هيچگونه شک و ترديدي در رابطه با تدوين استراتژي ها و تبعيت از سياست ها و رويکردهاي مناسب براي نيل به يک جامعه مدرن اطلاعاتي را باقي نگذاشته است. تمامي کارشناسان و سياستگذاران کشورهاي متفاوت به اين موضوع اذعان نموده اند که فن آوري اطلاعات و ارتباطات داراي پتانسيل لازم براي توسعه در تمامي ابعاد اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و سياسي است. در اين راستا اکثر کشورها ، استراتژي هاي خاصي را به منظور توسعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات ، تدوين نموده اند(شوکران، 1390).
2-2-1-19-سيستم هاي پشتيباني مديران ارشد
بسياري از صاحبنظران مديريت و سازمان تصميم گيري را جوهر مديريت دانسته اند و موفقيت و شكست بسياري از سازمانها را در گرو تصميم گيري مديران قلمداد كرده اندبراي مثال هربرت سايمون مديريت و تصميم گيري را دو واژه مترادف دانسته و اين وظيفه را مهمترين و اصلي ترين وظيفه مديران تلقي نموده است . به علاوه ازنظر داركر مديريت چيزي جز عمل تصميم گيري نيست و تصميم گيري كانون اصلي مديريت و اساس وظيفه مديران را تشكيل مي دهد.مديران همواره با مسائلي مواجه هستند كه اخذ تصميم از جانب آنان را مي طلبد به طوريكه از يك سو چگونگي اين تصميم ها ، ميزان موفقيت اهداف سازمان را معين مي كند واز سوي ديگر تصميم گيري مجموعه اي از مراحل و اقدامات مشخص را در بر م گيرد كه اطلاعات در آن نقش مهم و حياتي ايفا مي كند.بر همين اساس تصميم گيري را آخرين مر حله استفاده از اطلاعات دانسته اند. در نتيجه مشخص است كه هر قدر دسترسي به اطلاعات در مراحل مختلف فرايند تصميم گيريسريع تر ، دقيق تر و بهنگام تر باشد ميزان اتكا و اطمينان به تصميمات اخذ شده و نتايج آن بيشتر خواهد بود . بنابراين نقش نظامهايي كه بتوانند به مديران در انجام تصميم هايشان كمك كنند مهم و اساسي است(پنگ51، 2008).
بسياري از صاحبنظران مديريت و سازمان تصميم گيري را جوهر مديريت دانسته اند و موفقيت و شكست بسياري از سازمانها را در گرو تصميم گيري مديران قلمداد كرده اندبراي مثال هربرت سايمون مديريت و تصميم گيري را دو واژه مترادف دانسته و اين وظيفه را مهمترين و اصلي ترين وظيفه مديران تلقي نموده است . به علاوه ازنظر داركر مديريت چيزي جز عمل تصميم گيري نيست و تصميم گيري كانون اصلي مديريت و اساس وظيفه مديران را تشكيل مي دهد.مديران همواره با مسائلي مواجه هستند كه اخذ تصميم از جانب آنان را ميطلبد به طوريكه از يك سو چگونگي اين تصميم ها ، ميزان موفقيت اهداف سازمان را معين مي كند واز سوي ديگر تصميم گيري مجموعه اي از مراحل و اقدامات مشخص را در بر م گيرد كه اطلاعات در آن نقش مهم و حياتي ايفا مي كند.بر همين اساس تصميم گيري را آخرين مر حله استفاده از اطلاعات دانسته اند. در نتيجه مشخص است كه هر قدر دسترسي به اطلاعات در مراحل مختلف فرايند تصميم گيريسريع تر ، دقيق تر و بهنگام تر باشد ميزان اتكا و اطمينان به تصميمات اخذ شده و نتايج آن بيشتر خواهد بود . بنابراين نقش نظامهايي كه بتوانند به مديران در انجام تصميم هايشان كمك كنند مهم و اساسي است(پارت52، 2013).
در دنياي امروز، مديريت خوب لزوماً به معناي مديريت خوب استراتژي است. برخورداري از بينش استراتژيک در رويارويي با مقوله مديريت و فراگيري آن که چگونه‌ مي توان ابزار تجزيه و تحليل استراتژيک را در تنظيم و بر اجراي استراتژي به کار گرفت، مديران را با چشم اندازهاي جديدي براي رهبري سازمان‌هاي خود مواجه مي سازد. مسايل مربوط به حرکات استراتژيک جديد و پياده کردن صحيح آنها در داخل سازمان‌ها، اولويت هاي مهمي را در دستور کار مديران به خود اختصاص مي‌دهد. تجزيه و تحليل استراتژيک رسمي و مرور سالانه استراتژي از جمله فعاليت‌هاي استاندارد در اغلب شرکت هايي است که مديران حرفه اي آنها را اداره مي کنند. در حال حاضر بخش چشمگيري از ادبيات نوين مديريت را مفاهيم استراتژيک ، تفکر استراتژيک، روشهاي تجزيه و تحليل استراتژيک و ديگر مباحث مربوط به سازگار کردن عمليات داخلي موسسه با نيازمندي هاي استراتژيک، تشکيل مي دهد (لاورنس، 2013: 85).
2-2-1-20-سيستم هاي اطلاعات مديريت
عنصر کنترلي سيستم سازمان متشکل از دو بخش مديريت و پردازشگر اطلاعات است. پردازشگر اطلاعات به مجموعه تمام افراد و سيستم‌هاي اطلاعاتي و پشتيبان تصميم‌گيري گفته مي‌شود که به مديريت در اتخاذ تصميم کمک مي‌کنند. علاوه بر اين نقش اصلي براي پردازشگر اطلاعات، مي‌توان آن را توليدکننده اطلاعات سازمان (به عنوان يک فرايند يا زيرسيستم از يک سيستم بزرگتر) براي ارائه به سازمان‌هاي بالادست يا موجوديت‌هاي بيروني دانست. گاهي اوقات ممکن است نقش فرعي پردازشگر اطلاعات به نقش اصلي تبديل شود. اين تغيير نقش در شرايطي اتفاق مي‌افتد که مديريت به دلايل مختلف از پردازشگر اطلاعات در تصميم‌گيري استفاده نمي‌کند و در عوض به دلايل مختلف به موجوديت‌هاي مهم در محيط سازمان توجه بيشتري نشان مي‌دهد. هر يک از نقش‌هاي اصلي و فرعي پردازشگر اطلاعات نيازمند ويژگي‌ها، توانايي و مشخصات خاص خود است و اجزاي پردازشگر اطلاعات بايد مطابق با ايفاي نقش غالب، طراحي شده و تطبيق داده شوند(کوک53، 2013).
سيستم‌هاي اطلاعات يکي از اجزاي سيستم کنترلي حلقه بسته محسوب مي‌شوند. بنابراين هدف چنين سيستم‌هايي کمک به کنترل سيستم است. در هر سازمان دو نوع کنترل وجود دارد؛ کنترل عملياتي و کنترل مديريتي. عمليات مختلف سازمان در قالب فرايندها و زيرسيستم‌هاي صف و ستاد انجام مي‌شوند. هر يک از اين عمليات نيازمند کنترل‌هاي خاص خود هستند و سيستم‌هاي اطلاعاتي خاص خود را طلب مي‌کنند. چنين سيستم‌هاي اطلاعاتي که عمليات مختلف سازمان را کنترل و پشتيباني مي‌کنند سيستم‌هاي پردازش مبادلات ناميده مي‌شوند(پروکتر54، 2008). کنترل مديريتي نيازمند اطلاعاتي است که بخش قابل‌ ملاحظه‌اي از آنها توسط سيستم‌هاي پردازش مبادلات توليد مي‌شوند. سيستم‌هاي اطلاعاتي پشتيبان کنترل مديريتي، اطلاعات توليد شده توسط سيستم‌هاي پردازش مبادلات را پردازش کرده و آنها را در ترکيب‌ها و شکل‌هاي جديد معني‌دار به مديريت عرضه مي‌کنند. چنين سيستم‌هاي اطلاعات‌، سيستم‌هاي اطلاعات مديريت ناميده مي‌شوند (جين، 2009).
کاندولا ( 2007) بيان نمود سيستم اطلاعات مديريت سيستمي يکپارچه متشکل از کاربر و ماشين براي ارائه اطلاعات در پشتيباني از عمليات، مديريت و تصميم‌گيري در سازمان است. اين سيستم از نرم‌افزار و سخت‌افزار رايانه‌اي، راهنماها و دستورالعمل‌ها، مدل‌هايي براي تحليل، برنامه‌ريزي، کنترل و تصميم‌گيري و يک پايگاه اطلاعات بهره مي‌گيرد. سيستم اطلاعات مديريت سيستمي است که داده‌هاي محيطي را جمع‌آوري و داده‌هاي تبادلات و عمليات سازماني را ثبت مي‌کند و سپس آنها را فيلتر، سازمان‌دهي و انتخاب کرده و به عنوان اطلاعات به مديران ارائه مي‌نمايد و ابزاري براي مديران فراهم مي‌آورد که اطلاعات مورد نياز خود را توليد نمايند. سيستم اطلاعات مديريت سيستمي يکپارچه، رايانه‌اي و کاربرـ ماشين است که اطلاعات لازم براي حمايت از عمليات و تصميم‌گيري فراهم مي‌کند.
ميلر (2009) مي گويد سيستم اطلاعات مديريت سازمان يک چيز متمايز و جدا از ديگر سيستم‌هاي اطلاعات نيست بلکه چارچوبي کلي ارائه مي‌کند که ديگر سيستم‌هاي اطلاعات بر مبناي آن

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید