اجتماعي تظاهر مي يابند و فرايند هاي اجتماعي بر آنها مقدم اند ، همچنين توانايي توسعه يافته انسان در كاربرد نمادها سبب پيدايش خود و ذهن مي گردد.او بر كاربرد نمادها هم در پيدايش خود و هم نظارت بر محيط تاكيد دارد ، خود از نظر ميد فرايندي اجتماعي است كه بوسيله يادگيري ، و دروني ذهني نمودن مفاهيم كلي ، بوجود مي آيد. او مهمترين عامل در شكل گيري خود را توانايي انسان قرار دادن خودش به عنوان يك موضوع و شي ء مقابل مي داند براي اين كه انسان موضوعي براي خودش شود بايد از بيرون خود را ببيند.از خودش بيرون رفته و از خارج به خود نزديك شود. اين عمل با ايفاي نقش ديگران انجام مي شود.خود داراي دو جزء “من” و ” من اجتماعي” مي باشد كه محصول رابطه جدلي ميان دو تا مي باشد.اين دو عنصر بنيادي خود و فراگردهايي در داخل خود هستند. من اجتماعي بخشي از خود است كه كنشگر از آن آگاهي دارد و در واقع چيزي جز ملكه ذهن شدن رويكرد سازمان يافته ديگران ، يا ديگري تعميم يافته نيست .من بخشي از خود است كه كنشگر از آن آگاهي ندارد، تنها بعد از وقوع عمل از آن ، من واكنش فرد را در برابر رويكرد سازمان يافته به نوبه خود اين رويكرد را دگرگون مي سازد .
بر اساس نظر او هويت در روابط با ديگران شكل مي گيرد . به نظر او اگر طرز تلقي ديگران از ما تغيير كند ، تصور و تصوير ما نيز از خودمان به احتمال قوي تغيير خواهد كرد(عبدالله زاده،ديانتي نيت،1382)
2-5.تعريف هويت
در فرهنگ عميد هويت چنين تعريف شده است: هويت، يعني حقيقت شي يا شخصي كه مشتمل برصفات جوهري او باشد (معين). فرهنگ لغت آكسفورد(2002) هويت را اينگونه تعريف مي كند: خصوصيات احساسات و باروهايي كه باعث متمايز افراد از يكديگر مي شوند(ربيعي، 1387).
هويت عبارت است از افتراق و ت
1. Schwartz
5- هويت پيشرفته (كسب شده):
افرادي كه هويت كسب كرده اند، مثلاً گزينه ها را بررسي نموده و به يك رشته ارزشها و اهدافي پاي بند هستند كه خودشان آنها را برگزيده اند. آنها احساس سلامت رواني مي كنند. در طول زمان از احساس يكساني برخوردارند. و مي دانند راه به كجا مي برند(برك 2001،ترجمه سيد محمدي،1384)
نوجواناني كه هويت كسب كرده اند يا فعالانه آن را كاوش مي كنند. احساس عزت نفس بيشتري دارند، به حتمال بيشتري به صورت انتزاعي و نقادانه فكر مي كنند، بين خود آرماني و آنچه اميدوارند كه بشوند) و خود و اقعي شان شباهت بيشتري وجود دارد، و در استدلال اخلاقي پيشرفته هستند(جو سلسون1، 1994؛ مارسيا و همكاران 1993، به نقل از برک،2001،ترجمه سيد محمدي،1384). در ضمن افرادي كه هويت كسب كرده اند كمتر خود محور هستند و در مورد نشان دادن خود واقعي شان به ديگران احساس ايمني بيشتري مي كنند(اوكانور2، 1995،به نقل از برک،2001 )
2-10.تفاوتهاري جنسيتي و هويت
در خصوص تفاوتهاي جنستي هويت، اريكسون اعتقاد داشت كه تحول هويت در زنان و مردان متفاوت است. به نظر مي رسد كه تفاوتهاي جسماني احتمالاً در جريان تحول هويت تاثير گذارد. تحقيقات انجام شده طي سالهاي 1960 – 1970 نظر اريكسون را درباره تفاوتهاي جنسيتي موجود در شكل گيري هويت را تاييد كردند. در سالهاي قبل از 1980، دست يابي به هويت جداگانه بررسي مي شد چون گمان مي رفت هر جنس به گونه اي متفاوت به هويت مي رسند، اما از 1980 به بعد در بررسي ها هر دو جنس را با هم در نظر گرفتند و تفاوت ها و شباهت ها را بين دو جنس در شكل گيري هويت مطالعه كردند( آقا جاني، 1381).
در زمينه رابطه جنس و هويت يابي پژوهش هاي مختلفي انجام شده از جمله بر طبق پژوهش هاي استرنبرگ37در مورد، استقلال و وابستگي ،رشد هويت مردانه بيشتر بر اساس استقلال است تا وابستگي، درست در مقابل رشد هويت زنانه كه بيشتر بر محور وابستگي است(پرهيزگار، 1388).
يك زماني پژوهشگران تصور مي كردند كه تشكيل هويت دختران نوجوان به تعويق مي افتد و در عوض آنها بر مرحله ششم اريكسون، پرورش صميميت تمركز مي كنند، البته، دخترها در زمينه هويت مرتبط با صمميت، مانند مسايل جنسي و اولويتهاي خانواده در برابر شغل، تعقل پيشرفته تري از پسرهانشان مي دهند. غير از اين مورد، فرايند و زمان شكل گيري هويت در هر دو جنس يكسان است.(آرچر و واترمن، 1994،به نقل از برک،2001،ترجمه سيد محمدي،1384).
2-11.ويژگي هاي هويت
مفهوم هويت داراي ويژگي ها و خصوصياتي است كه اين ويژگي ها باعث اختلافات بسيار در مورد تعريف آن شده و محققان رشته هاي مختلف را به بحث درباره آن وا داشته است. در اينجا به چند مورد از مهم ترين آنها اشاره مي شود.
1- چندلايگي: اصولاً هويت، امري چند لايه يا چند سطحي است. اين لايه ها و سطوح هويت، زندگي انساني را از هستي دروني فرد تا هستي جهاني در بر مي گيرد. لايه يا سطح اوليه آن در مقياس فردي است. سطح دوم هويت مربوط به هويت گروهي است كه مي تواند در مورد قوم، قبيله، طايف، محله و غيره مطرح شود. سطح سوم، هويت ملي است كه ناشي از تعلق فرد به يك كشور يا يك ملت است. و بالاخره در سطح چهارم مي توان از هويت هاي فرا ملي نام برد. در اين سطح عوامل و ارزش هاري چون دين مطرح مي شوند كه معمولاً نمي توان آنها را در چارچوب يك كشور يا يك ملت محدود ساخت(كمالي اردكاني، 1383).
2- پويايي: اصولاً بر خلاف تصور افرادي كه فكر مي كنند هويت امري ايستا و بدون تغيير و دگرگوني است. يكي از ويژگي هاي هويت پويايي و تحول آن است. در واقع در ماهيت هويت، نوعي تناقض (پارادوكس) وجود دارد. زيرا هويت همواره حامل عناصري ايستا و عناصري پويا است(تاج مزينافي، 1384).
3- تقويت و تضعيف: مشخصه ديگر هويت كه با قبلي ارتباط نزديكي دارد، امكان تقويت يا تضعيف هويت در كليه سطوح و لايه هاي آن در مقاطع مختلف است. در واقع پويايي هويت باعث مي شود كه با تغيير شرايط زماني و مكاني شاهد تقويت يا تضعيف هويت باشيم. به عنوان نمونه وقوع برخي حوادث تاريخي، سياسي و اجتماعي نظير تجاوز بيگانگان، جنگ، شكست و پيروزي رزمي، ورزشي و انتخاباتي را در تقويت يا تضعيف هويت ملي موثر مي دانند( شيخاوندي، 1379).
4- تعارض هويت ها: يكي ديگر از ويژگي هاي هويت، تعارض هويت ها در سطوح و لايه هاي مختلف آن است. در واقع هنگامي كه در اثر كسب برخي هويت هاي تازه، افراد مجبور به نفي يا كنار گذاشتن بخشي از هويت گذشته خود بشنوند، ما مشاهد نوعي تعارض هويتي خواهيم بود. اين تعارضات مي توانند در سطوح فردي، جمعي يا ملي رويدهند. اما به نظر مي رسد مهم ترين آنها زماني روي مي دهد كه دولت ها تلاش مي نمايند با استفاده از قدرت، نوعي”هويت سازي” انجام دهند(بشريه، 1379).
2-12.انواع هويت
هويت داراي انواع متفاوتي است، هر چند آنها باهم مرتبط مي باشند و هويت هر فرد مجموعه متشكلي از انواع هويت هاست:
2-12-1.هويت شخصي: هويت شخصي به تعريف و برداشت شخص از خودش اطلاق مي شود كه در جريان اجتماعي شدن و در فرآيند تعامل با ديگران ايجاد مي شود و نحوه برخورد و ارتباط او با افراد ديگر را مشخص مي سازد. هويت اخلاقي: عبارت است از استدلال درباره انجام كارها و مسائل از لحاظ مطلوب يا نامطلوب بودن، با ارزش يا بي ارزش بودن.
2-12-2.هويت فيزيكي- جسماني: يعني اينكه نوجوان وضع جسماني خود را (آنچه كه هست از لحاظ جسماني) بپذيرد و اين پذيرش لازمه اش شناخت وضع جسماني است كه يكي از پايه هاي عمده مفهوم خود را نيز تشكيل مي دهد و شامل فهم بدني و درک بدني است، فهم بدني مثل بلند قامت بودن و درك بدني يعني آن تصور و برداشت و قضاوتي كه از خود داريم(يوسف زاده و فلاحي، 1382).
2-12-3.هويت مذهبي: هويت مذهبي عبارت است از اتكاي فرد به يك نظام يا پايگاه اعتقادي كه در جهت گيري فرد در زمينه هاي مختلف تاثير مي گذارد (موجمباري، 1381).
2-12-4.هويت قومي: هويت قومي را مي توان باورهاي مشترك و احساس تعلق بر اساس وابستگي هاي خوني، نژادي، زباني، سرزميني و خويشاوندي دانست(رفعت جاه و شكوري، 1387).
2-12-5.هويت خانوادگي: هويت خانوادگي را مي توان تعيين نسبت ميان جوان و خانواده و ميزان تعلق او به خانواده دانست. عوامل متعددي در ايجاد و تقويت هويت خانوادگي نقش دارند از جمله مقبوليت، تكريم منزلت، تبادل عاطفي، مشورت و تفاهم با اعضاي خانواده به ويژه با والدين ( شرفي، 1380).
2-12-6.هويت ملي: هويت ملي بالاترين سطح هويت جمعي در يك جامعه است كه از يك طرف در درون جامعه ، نوعي همبستگي و انسجام بين اعضاي خود ايجاد مي كند و از طرف ديگر اين جامعه را به عنوان يك كل از جوامع ديگر متمايز و متفاوت نشان دهد. در تعريفي ديگر، هويت ملي را آگاهي يابي بر مجموعه ملت و نسبت دانستن خود به آن يا تعلق داشتن به آن مي دانند(ملايي نژاد، 1382).
2-12-7.هويت جنسي: هويت جنسي تجربه شخص از فرديت خود به عنوان مرد يا زن بودن است. تجربه خصوصي و دروني فرد از ابراز آشكار نقش جنسيت مي تواند منشا احساس هويت جنسي محسوب شود. به عبارت ديگر آگاهي فرد از طبيعت زيست شناختي خود و بينشي كه افراد نسبت به جنسيت و نقش ها و گرايش هاي متناسب با جنس خود دارند، بيانگر هويت جنسي آنان است(بي ريا، 1385).
2-12-8.هويت شغلي: فرايند پاسخگويي آگاهانه هر فرد نسبت به موقعيت شغلي خود است. اينكه چه شغلي داشته باشد و چه راهي را در اين زمينه در پيش گيرد و بدين ترتيب در جستجوي هويت شغلي خود باشد. در صورت وجود چنين هويتي در فرد نوعي احساس براي حركت و موفقيت در جنبه هاي مختلف شغلي به وجود مي آيد و لذا موانع موجود در راه موفقيت با اين احساس هويت، يكي پس از ديگري برداشته مي شود(حاجي خياط، 1382).
2-13.عوامل موثر در شكل گيري هويت
رشد هويت نوجواني تحت تاثير عوامل مختلفي است كه اهم آن را مي توان به شرح ذيل برشمرد.
2-13-1.عوامل شناختي
رشد شناختي تاثير مهمي بر شكل گيري هويت دارد. وقتي كه فرد در دوره نوجواني به مرحله تفكر عمليات صوري مي رسد امكان بسيار بهتري به دست مي آورد كه هويت آتي خود را ترسيم كند و به مسائل آن بيانديشد (تاج مزيناني، 1384)
نوجواناني كه معتقدند واقعيت مطلق هميشه دست يافتني است، هويت ضبطي دارند، و آنها كه اطمينان ندارند تاكنون چيزي را به طور قطع فهميده اند، از هويت پراكنده برخوردارند يا در حالت وقفه هستند. نوجواناني كه معتقدند براي انتخاب كردن از بين چندين ديدگاه مي توان از ملاكهاي منطقي استفاده كرد، احتمالاً هويت كسب كرده اند(برك، 2001،ترجمه سيدمحمدي،2001).
2-13-2.عوامل خانوادگي
كودكان نوپايي كه درك خود سالم دارند، از والديني برخوردارند كه حمايت و آزادي كاوش كردن براي آنها تأمين مي كنند. همين طور، در صورتي كه خانواده “پايگاه امني” باشد كه نوجوانان بتوانند با اطمينان از اين پايگاه به سوي دنياي بزرگتر بروند، رشد هويت تقويت مي شود. نوجواناني كه احساس مي كنند به والدينشان دلبسته هستند، اما در عين حال، آزادند تا عقايد خودشان را بيان كنند، هويت كسب كرده يا در حالت وقفه هستند. نوجواناني كه از هويت ضبط شده برخوردارند، معمولاً روابط صميمي با والدين دارند، اما از فرصت جدا شدن سالم بي بهره اند و نوجواناني كه دچار پراكندگي هويت هستند، از كمترين رابطه صميمانه و ارتباط آزاد در خانواده خبر مي دهند. (پاپيني1، 1994، به نقل ازبرک،2001، ترجمه سيد محمدي،1384).
والدين و به تبع آن عملكرد خانواده در ميزان هويت يابي نوجوان نقش بسيار مهم دارد. والدين با دادن آگاهي و بينش به نوجوانان مي توانند آنها را در اجتماع بيمه كنند و فقدان والدين و عملكرد نامطلوبشان به هر دليل مي تواند نوجوان را دچار سردگمي و بحران كند (نجفي و همكاران، 1385)
2-13-3.عوامل مربوط به نظام آموزشي
رشد هويت به مدارس و جوامعي كه فرصتهاي گوناگوني

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید