ه شادکامي آکسفورد …………………………………………………………………………………………………..99
پرسشنامه هويت شخصي احمدي …………………………………………………………………………………………103
چکيده به زبان انگليسي ……………………………………………………………………………………………………….105
عنوان به زبان انگليسي
چکيده
هدف پژوهش حاضر بررسي تاثيرآموزش گروهي به شيوه عقلاني هيجاني رفتاري بر کاهش بحران هويت و افزايش شادکامي دانش آموزان نوجوان خوابگاههاي شبانه روزي ميباشد.روش پژوهش: به اين منظور يک خوابگاه شبانه روزي دخترانه شهرستان مشهد به صورتتصادفي ساده انتخاب شد. جامعه آماري اين پژوهش کليه دانش آموزان نوجواندختر خوابگاهي در شهرستان مشهد بودند .نمونه شامل40 نفراز دانش آموزان نوجوان بود، که با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند و به صورت تصادفي در دو گروه آزمايش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) گمارش شدند.گروه آزمايش ، درمان عقلاني هيجاني رفتاري را به مدت نه جلسه 90 دقيقه اي دريافت کرد و گروه کنترل مداخله اي دريافت نکرد. . ابزار گردآوري داده ها پرسشنامه شادکامي آکسفورد وهويت شخصي احمدي مي باشد. يافته هاي پژوهش با استفاده از آزمونکواريانس چند متغيري مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و حاکي از آن است که آموزش گروهي به شيوه عقلاني هيجاني رفتاري به گونه اي معنادار به کاهش بحران هويت وافزايش شادکامي منجر شده است.
واژه هاي کليدي:آموزش گروهي به شيوه عقلاني- هيجاني- رفتاري ، شادکامي، بحران هويت.
مقدمه.1-1
سلامت نوجوانان پيش شرط سلامت و توسعه آينده بشريت است.هويت1محوريت سلامت نوجواني و تحت تاثير مجموعه عواملي است که بر سلامت نيز موثرند.تامين سلامت نوجوان در گرو تشکيل هويت1مطلوب است.نوجوانان به منزله آينده و فرداهايي که مي توانند روشن يا تيره باشند، همين امروز نيازمند برنامه ريزي هستند. زودرنجي ،افسردگي ،اضطراب و پرخاشگري در بيشتر نوجوانان به چشم مي خورد و از آنجائيکه نه خانواده ي خسته و کم حوصله و نه اولياء مدرسه توجهي به ويژگيها و خواست نوجوانان دارند، آمار جرائم دانش آموزان دبيرستاني بسيار بالا و از بي احترامي به قوانين مدرسه تا جرائم جدي و مهمي چون دزدي و اعتياد متغير است(پرويزي،احمدي ونيکبخت نصرآبادي،1384)
هنگامي جامعه سالم و متعادلي خواهيم داشت که افراد بتوانند با برخورداري از سلامت روان در عرصه هاي اجتماعي به فعاليت بپردازند.انسان در هر نقطه از جهان با کسب آگاهي ها و مهارت هاي ويژه قادر خواهد بود راه برون رفتني از تنگناهاي فردي و اجتماعي خود را بيابد.از آنجا که هر اجتماعي فرهنگ،قوانين،کاستي ها و اختلالات خاص خود را دارد؛بررسي،شناخت،راه حل ها و درمان هاي مخصوص به خود را نيز مي طلبد.دوره نوجواني يکي از مهمترين و در عين حال خطرناک ترين مراحل زندگي است، بنابراين به جاي ارائه ي اطلاعات خام درباره بايد ها و نبايد ها و ارزش ها و ضد ارزش ها ، مهارت برخورد با موقعيت هاي مختلف خصوصا موقعيت هاي پرخطر را بايد به نوجوان آموخت.او بايد مجهز به مهارت هاي کافي نظير تفکر نقادانه، حل مسئله،تصميم گيري و يا برخورد قاطعانه با ديگران باشد(غرابي،1387).
جامعه و به شكل كلي ،خانه،مدرسه،جمع دوستان هم سن و سال ،رسانه ها ،باشگاه هاي ورزشي و غيره به شكل خاص فضاي در برگيرنده نوجوان را تشكيل مي دهند. مي توان گفت كه نحوه انديشيدن يك نوجوان ،نگرش وي به زندگي ،آمال و آرزوهاي وي،ترس ها ،نگراني ها ،هويت و بسياري از خصوصيات او متاثر از شرايط پيرامون و مهارت هايي است كه در طي زندگي كسب كرده است.يكي از مهم ترين تكاليف هر نوجوان هويت يابي است.نوجوان با ورود به اين دوره بايستي به شناخت يكپارچه و مطمئني از جهات مختلف در مورد خود دست يابد.تا با اطمينان هر چه بيشتر به خود و اميدبه آينده اي روشن پا به دوران بزرگسالي گذاشته و سلامت روان او تامين شود(صداقتيان،1389).
شادکامي به چگونگي ارزيابي مردم از زندگي خود اشاره دارد و متغير هايي چون رضايت از زندگي، رضايت از وضع زناشويي، رضايت از کار، نبود افسرد گي و اضطراب و وجود عواطف و خلق مثبت را شامل مي شود. ارزيابي شخص از خود ممکن به شکل شناختي باشد، مثلا هنگامي که شخص بطور کلي در مورد رضايت از زندگي خود يا جنبه هايي از زندگي مانند تفريحات به قضاوت آگاهانه مي نشيند. ارزيابي شخص ممکن است عاطفي نيز باشد(تجربه ي هيجانات و خلقيات ناخوشايند وخوشايند مردم در رويارويي با زندگي خود). بنابراين، گفته مي شود که اگر شخص رضايت از زندگي و اغلب خوشي را تجربه کند و فقط گاه گاهي که به هيجاناتي مثل غمگيني و خشم دچار شود، داراي شادکامي بالا خواهد بود برعکس اگر از زندگي خود ناراضي باشد و خوشي و علاقه اندکي را تجربه کند و به هيجانات پيوسته منفي مثل خشم و اضطراب دچار باشد، داراي شادکامي پاييني است(دنير و بيسواس1 2000 به نقل از مظفري و هاديانفر1383 )
نوجوانان خوابگاهي دختردر طول دوران تحصيل و در محيط هاي خوابگاهي به دليل دور بودن از خــانواده، داشتن احساس دلتنگي و كسالت ، عقايد و باورهاي ناکارامد وجود انواع تنش ها و عدموجود امكانات تفريحي و برنامه هاي متنوع پرورشي ، مي توانند مسائل و مشکلات روحي و رواني بسياري، مخصوصا بحران هويت و شادکامي پايين را تجربه نمايندمداخلات رواني که مي توان هم درافزايش شادکامي هم در بهبود مولفه هاي بحران هويت22از آنها استفاده کرد عبارتند از:درمانهاي رفتاري ،شناختي،روانکاوي،وجودي، گشتالتي و…آموزش گروهي به شيوه عقلاني هيجاني رفتاري نوع آموزش بکار برده شده در تحقيق حاضر مي باشد که در اين روش ،با شناسايي افکار غلط،غير منطقي و منفي که سبب هيجان ها ورفتارهاي منفي هستند، و همچنين بوسيله تغيير دادن آنها ، مي توان مشکلات افراد گروه را کاهشداد.
1-2. بيان مسئله
در چند دهه اخير، پيشگيري از اختلال هاي رواني كودكان و نوجوانان در شمار اولويت هاي اغلب كشورها قرار گرفته است. چنين توجهي نشان مي دهد كه ناتواني كودكان و نوجوانان در مواجهه با چالش هاي تحولي روبه افزايش است، افزايشي كه نه تنها رنج و درد در كودكان، نوجوانان و خانواده هاي آنها را در پي دارد، بلكه بار سنگيني را بر جوامع تحميل مي كند( دادستان، 1388).
انتقال از نوجواني به جواني، يعني زماني كه شخص به يك فرد مستقل تبديل مي گردد، با تشكيل هويت همراه است و مهمترين موضوع مرحله آخر نوجواني رسيدن به هويت شخصي مي باشد. براي بيشتر نوجوانان تشكيل هويت احتمالاً به معناي رويارويي با يك سري كوشش ها و تكاپوهاي نسبتاً كوچك است. (پوردهقان، 1383).
مطالعاتي در زمينه رشد هويت وجود دارد كه تفاوت هاي فردي مهمي را در رفتار و ويژگيهاي فرديتي بين دانش آموزان دبيرستاني آشكار ساخته است. اين يافته ها نشان مي دهند كه دانش آموزاني كه در اندازه گيري هويت نمره بالاي ميانگين مي آورند موفق تر، قابل اعتمادتر، سازگارتر، خودكارآمدتر و از لحاظ فرديتي منسجم تر (بهداشت رواني بالاتر) از دانش آموزاني هستند كه نمره هويت آنها پايين تر از حد متوسط است(عبدي زرين،اديب راد ويونسي، 1389)
نوجواناني كه ارزش هاي پذيرفته شده توسط خود را كه مبناي رشد هويت مثبت براي آنها بوده دروني كرده اند از افرادي كه واجد هويت منفي هستند يا هنوز اتخاذ نكرده اند، از سلامت رواني بيشتري برخورد دارند. (كشاوزي ارشدي، 1388).به عقيده اريکسون1، نوجوانان در جوامع پيچيده دچار بحران هويت مي‌شوند يعني يک دوره موقتي سر در گمي و پريشاني که قبل از به توافق رسيدن در مورد ارزشها و اهداف، آن را تجربه مي‌کنند.(لورا اي برک2،2001، ترجمه سيد محمدي ،1384).تشکيل هويت شخص ممکن است فرايند مستمري باشد که در تمام عمر صورت ‌گيرد(مک آدامز32001،ترجمهسيد محمدي،1386).
Erikson 1.
2. Laura E Berk
3. McAdams
چند پژوهش روي زمان بحران هويت تمرکز کرده‌اند. اريکسون معتقد بود که بحران هويت در حدود 12 سالگي آغاز مي‌شود و تقريبا در 18 سالگي به طريقي حل مي‌شود. با اين حال، بحران هويت در برخي افراد ممکن است تا مدتها بعد روي ندهد. در يک تحقيق، بيش از 30 درصد آزمودني‌ها تا 24 سالگي هنوز در جستجوي هويت بودند.(آرچر1، 1982، ترجمهسيد محمدي،1386)
دخترها در زمينه هويت مرتبط با صميميت، مانند مسائل جنسي و اولويتهاي خانواده در برابر شغل، تعقل پيشرفته‌تري از پسرها نشان مي‌دهند. غير از اين مورد فرايند و زمان‌بندي شکل‌گيري هويت در هر دو جنس يکسان است.(آرچر1 و واترمن2، 1994 ترجمه سيد محمدي ،1384)
کاهش و يا حذف بحران هويت به تنهايي نمي تواند موجب کاهش مشکلات روحي رواني اي که نوجوانان خوابگاهي تجربه مي کنند، گردد.اگر بتوان در کنار کاهش يا حذف بحران هويت ميزان شادکامي آنان را نيز افزايش دهيم، اميد بيشتري خواهيم داشت که از مسائل و مشکلات روحي، رواني و تحصيلي نوجوانان خوابگاهي کاسته و بر انگيزه پيشرفت، رضايت از زندگي و عواطف مثبت آنان افزوده گردد. شادکامي بر نگرش و ادرکات شخصي مبتني است و بر حالتي دلالت مي کند که مطبوع و دلپذير است واز تجربه ي هيجانهاي مثبت و خشنودي از زندگي نشئت مي گيرد(آرگايل3 به نقل از نصوحي 1383 ).
شادکامي به چگونگي ارزيابي مردم از زندگي خود اشاره دارد و متغير هايي چون رضايت از زندگي، رضايت از وضع زناشويي، رضايت از کار، نبود افسرد گي و اضطراب و وجود عواطف و خلق مثبت را شامل مي شود. ارزيابي شخص از خود ممکن به شکل شناختي باشد، مثلا هنگامي که شخص بطور کلي در مورد رضايت از زندگي خود يا جنبه هايي از زندگي مانند تفريحات به قضاوت آگاهانه مي نشيند. ارزيابي شخص ممکن است عاطفي نيز باشد(تجربه ي هيجانات و خلقيات ناخوشايند وخوشايند مردم در رويارويي با زندگي خود). بنابراين، گفته مي شود که اگر شخص رضايت از زندگي و اغلب خوشي را تجربه کند و فقط گاه گاهي که به هيجاناتي مثل غمگيني و خشم دچار شود، داراي شادکامي بالا خواهد بود برعکس اگر از زندگي خود ناراضي باشد و خوشي و علاقه اندکي را تجربه کند و به هيجانات پيوسته منفي مثل خشم و اضطراب دچار باشد، داراي شادکامي پاييني است(دنير و بيسواس 2000 به نقل از مظفري و هاديانفر 1383 ).
1..Archer
2.Waterman
3.Argail
به نظر مي رسد نوجوانان خوابگاهي اي که از بحران هويت و شادکامي پايين رنج مي برند، باور ها و عقايد ناکارآمدي را در فکر خود پرورش داده اند. بنابراين مي توان با قرار دادن آنها در فرايند آموزش گروهي به شيوه هايي که به بازسازي شناختي شان کمک مي کند به درمان اين مسائل پرداخت.يکي از قديمي ترين درمان هاي شناختي که گرايش رفتاري دارد، درمان عقلاني، هيجاني آلبرت اليس است که اکنون رفتار در( عقلاني – هيجاني) REBT)1 ناميده مي شود.
رفتار درماني عقلاني – هيجاني سعي دارد فرايند هاي(فکر ناسازگارانه ي درمانجو را تغيير دهد که پاسخ هاي هيجاني ناسازگارانه و بنابراين رفتار به آنها وابسته هستند. تکليف رفتار درماني عقلاني – هيجاني اين است که نظام عقيدتي و خود سنجي هاي فرد را بازسازي کند، مخصوصا با توجه به (بايد ها) و (حتماها)ييکه اجازه نمي دهند فرد احساس ارزشمندي مثبت و زندگي رضايت بخش و خشنود کننده اي داشته باشد.( باچر2، مينکا3، هولي4، 2007 ،ترجمه سيدمحمدي،1388).
آموزش گروهي به شيوه عقلاني –

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید