تزايد آنان به اين گونه توليدات فرهنگي،موجب آن شده است که کشورهاي داراي فرهنگ وتمدن غني ودرخشان که به واسطه ي آثار تاريخي،اقليم هاي متفاوت،چشم اندازهاي زيبا وآداب ورسوم محلي،پيوسته مورد توجه گردشگران براي مسافرت وديدار بوده وضمنا ازصنايع دستي متنوع وشاخصي هم برخوردارند،دربرنامه هاي بازديد توريست ها ي خارجي،ديدار ازمجتمع هاي توليدي،نمايشگاهي وفروشگاهي صنايع دستي را نيزپيش بيني کنند وبديهي است که موفقيت هاي به دست آمده ازاين رهگذر در کشورهايي چون هند،تايلند،چين،مکزيک،يونان، مالزي و …خود مهر تاييدي بر اثرات متقابل گردشگري وصنايع دستي است.(ياوري،1389،66).
2-10- پيشينه تحقيق
جيمزناسون(1984) درمقاله خود تحت عنوان ” گردشگري،صنايع دستي وخصوصيات قومي ميکرونزي” به تعاملات بين توريسم وتوليد صنايع دستي ونيزدرک فرهنگي واجتماعي آنان توسط گردشگران خارجي مي پردازد وبه اين نتيجه رسيده است که تغييرسيستم توليد صنايع دستي محلي ميکرونزي،توانسته است به طورچشمگيري به وحدت اقوام کمک نمايد.
هارنر(1993) طبق تحقيقي که درباره صنايع دستي وجهانگردي انجام داد به اين نتيجه رسيد.که ازدوران قرون وسطي جهانگردان به هنگام بازگشت به موطن خود درحاليکه مقاديري ازصنايع دستي،سوغا تي ها وکارهاي هنري با خود به ارمغان مي آوردند کاملا عادي بوده است.
ديويد اوکونور(2006) درمقاله”صنايع دستي وارتباط آن باگردشگري”مي گويد بخش صنايع‌دستي مي‌تواند تأثير عمده‌اي بر اقتصاد ملي از طريق كسب درآمد ارز خارجي، ايجاد اشتغال و رشد اقتصادي پايدار داشته باشد. پول صرف شده در صنايع دستي فوراً و بدون کاهش ارزش، به سوي جامعه محلي گسترش مي‌يابد. صنايع‌دستي فرصتي براي جايگزيني واردات از کشورهاي ديگر است که به بازار روانه مي‌شوند اما نماينده فرهنگ محلي نيستند و به گسترش اقتصاد کمک نمي‌كنند
ازنظرنلسون گرابورن(2006) مي‌توان گفت، يك برنامه موفق براي فروش صنايع‌دستي به گردشگران عوامل زير را دربر مي‌گيرد: نوع گردشگران مورد انتظار و درک و تقاضايشان براي اصالت محصول، اطلاعاتي که لازم است به‌همراه محصول باشد تا خريدار را از نظر اصل بودن آن، نكات مورد توجه و مواد مصرفي بي‌ضرر و با دوامشان متقاعد بكند، نحوه ارائه و افراد درگير در فروش نبايد با سبک فرهنگي مورد انتظار محصولات در تضاد باشند، ترجيحاً تمام محيط بايد با سبک هنري محلي و صنايع‌دستي هماهنگ باشد و محصولات واقعي، محلي و با ارزش ارائه شود.
باب مک کرپر(2006)معتقداست صنايع‌دستي با اشتغال در خارج از فصل براي اعضاي جوامع کشاورزي اين امكان را فراهم مي‌كند تا درآمد خود را تكميل كنند. مهمتر اين‌كه، اين صنايع اشتغال و فرصتهاي درآمدي مورد نياز زيادي را براي افرادي که به‌طور سنتي از اقتصاد محلي محرومند، مانند زنان، اعضاي اقليتهاي قومي، جوانان، کارگران غير ماهر، افراد معلول و سالمند، فراهم مي‌كنند.
دي گورمن (2009)در پژوهش خود باعنوان”بررسي امکانسنجي شغل براي زنان اردني”مي نويسد اغلب محصولات صنايع‌دستي از فناوريهاي ساده و مواد خام محلي در دسترس استفاده مي‌كند. توليد صنايع‌دستي به مقدار کمي سرمايه‌گذاري در مقايسه با محصولات صنعتي نياز دارد و توليد کننده جديد با موانع ورود كمتري مواجه است. به هرحال، توليد صنايع‌دستي مي‌تواند در خانه يا در مراکز منطقه‌اي واقع شده در مناطق روستايي انجام شود و افراد براي كار كردن نيازي به نقل مكان به مناطق بزرگتر شهري ندارند
مايرنا مصطفي(2011) درمطالعه خودتحت عنوان”پتانسيل تقويت صنايع دستي به عنوان يک محصول گردشگري دراردن” ابرازمي دارد وجود صنايع‌دستي در مناطق روستايي مي‌تواند زمينه‌ساز جذب گردشگر به آن مناطق گردد، به‌طوري كه در كنار رونق اين نوع صنايع، به دليل جذب گردشگر، مشاغل بي‌شمار ديگري در مناطق روستايي ايجاد مي‌شود. بنابراين، اهميت زيادي به صنايع‌دستي به عنوان محصولات گردشگري بايد داده شود، زيرا آنها فرصتهاي شغلي و درآمد زيادي براي مردم محلي فراهم مي‌كنند. اين موضوع با اين واقعيت تأييد مي‌شود که بسياري از بخشهاي صنايع‌دستي به مواد محلي موجود و فناوري ساده و همچنين مقدار کمي سرمايه احتياج دارند.
الري جونز(2013) درمقاله خود با عنوان “حمايت ازتوسعه گردشگري وازطريق ايجاد شرکتهاي تعاوني” برروي حمايت ازابداعات،واختراعات نوآورانه درمبحث صنايع دستي ونيزگردشگري درکشورهاي کمترتوسعه يافته تمرکزمي نمايد.
جونزازمطالعه موردي دردوکشورگامبيا وتانزانيا به اين نتيجه مي رسد که حمايت دانشگاهها درايجاد،تحرک وگسترش شبکه هاي توليد وفروش،انتقال دانش واستفاده ازتجربيات سايرين،بهترين گزينه ها براي نيل به هدف فوق درکشورهاي کمترتوسعه يافته مي باشد.
مسعودمهدوي حاجيلويي(1380)به بررسي وشناخت صنايع دستي بويژه قاليبافي درروستاهاي حاشيه غربي دشت کويرايران به منظورتوسعه واحياي آن پرداخته است.و به اين نتيجه رسيده است که صنايع دستي در منطقه مورد مطالعه به علت افزايش قيمت مواداوليه و نيز فقدان حمايتهاي لازم درحال منسوخ شدن مي باشد.
دراين تحقيق،درکنارشناخت محيط طبيعي،انساني واقتصادي ناحيه مورد مطالعه،راهکارهايي به منظورتعالي وتوسعه صنايع روستايي بخصوص قالي بافي درروستاهاي حاشيه غربي دشت کويرارائه کرده است.
آبياره(1386)درتحقيق خود که با هدف معرفي جاذبه هاي گردشگري وتاثيرآن برمشاغل صنايع دستي دراصفهان انجام داد.مشخص کرد که بين جاذبه هاي جهانگردي،جذب جهانگرد وافزايش اشتغال دربخش صنايع دستي رابطه مستقيم و معنا داري وجود دارد.
حسيني(1387)درمقاله خود تحت عنوانابعاد واثرات گوناگون صنايع دستي نتيجه گرفته است که بايد توجه بيشتري به صنايع دستي شود تا اين صنعت ازحاشيه به متن وارد شود وازرکودي که درآن وجود دارد خارج گردد.اين امربه نوبه خود مي تواند اثرات مثبتي درجذب گردشگرداشته باشد.
فرهود گل محمدي(1389) درمقاله خود تحت عنوان توسعه صنايع دستي وفناوري متوسط با هدف گسترش توريسم واشتغال پايدارروستايي تجارب کشورهاي موفق جهان درامرتوسعه روستايي را مورد توجه قرارداده وبه بررسي وشناخت مهم ترين عملکرد توسعه روستايي که شامل توسعه گردشگري وگسترش صنايع دستي وکوچک ونيزانتقال تکنولوژي مناسب درجوامع کشاورزي وروستايي مي پردازد.
درنهايت،راهکاراساسي برون رفت ازرکود وسکون روستاها را،صنعتي کردن روستا با ايجاد فرصت هاي شغلي ودرآمد زايي ونهايتا جلوگيري ازمهاجرت روستائيان عنوان مي کند.
ياوري(1389) درکتاب شناخت صنايع دستي درايران،درمطلبي تحت عنوان(نگاهي به پيشينه صنايع دستي ايران) بيان مي دارد که صنايع دستي ايران به عنوان يکي ازقطب هاي اصلي صنايع دستي جهان-به همراه چين وهند-داراي سابقه اي درخشان وپرپيشينه اي است.
جمشيدي و مجتبي زاده خا نقاهي(1392) درمقاله خود تحت عنوان” نقش رفتارتجاري فروشندگان صنايع دستي دربازاريابي مطلوب گردشگران خارجي” به بررسي شيوه هاي رفتاري فروشندگان فرش دستبافت دربازارتهران پرداخته اند.
نتيجه تحقيق اخيرآن است که عليرغم فقدان الگوي رفتاري سيستماتيک براي بازاريابي مطلوب دربازار تهران،بين رفتارفروشندگان ومراجعات مکررگردشگران جهت خريد،رابطه مثبت ومعنا داري وجود دارد.
درزمينه گردشگري درشهرستان قزوين،تحقيقات،مقالات وکتابهايي وجود دارد.اين موضوع درخصوص صنايع دستي شهرستان قزوين هم صادق است . بعنوان مثال مي توان به کتاب “صنايع دستي استان قزوين “و پايان نامه ” برنامه ريزي براي جذب توريسم درشهرستان قروين وتاکستان” اشاره نمود.
اما دربحث ويژه نقش صنايع دستي درتوسعه گردشگري شهرستان قزوين،مطالعات قابل توجهي انجام نگرفته است.
3-1-روش تحقيق ومراحل آن
3-1-1- روش تحقيق
روش پژوهش حاضربا عنوان تحليل نقش صنايع دستي درتوسعه گردشگري شهرستان قزوين ازنظرهدف کاربردي ومبناي روش آن توصيفي-تحليلي است. زيرا در اين پژوهش محقق به توصيف عيني واقعي يک موقعيت يا موضوع بدون دخالت نتايج ذهني پرداخته،نتايج عيني از موقعيت را گزارش مي دهد.
3-1-2- مراحل تحقيق
3-1-2-1- مرحله گردآوري اطلاعات:
در اين پژوهش به منظور گردآوري اطلاعات مورد نياز تحقيق ازروش هاي اسنادي(کتابخانه اي)وميداني استفاده شده است. بدين ترتيب که در بيان ابعاد ومفاهيم نظري،پيشينه تحقيق ويژگيهاي جغرافيايي وجمعيتي محدوده مورد مطالعه از روش اسنادي وبه منظور تکميل اطلاعات اسنادي وتعيين انواع صنايع دستي شهرستان قزوين ونقش آن در توسعه گردشگري اين شهرستان از روش ميداني استفاده شده است.
3-1-2-2-مرحله سازماندهي وطبقه بندي اطلاعات:
در اين مرحله اطلاعاتي که ازطريق روشهاي اسنادي و پيمايشي بدست آمده است به منظورتسهيل در امراستفاده از
آنها درپايان نامه درقالب جداول،نمودارها ونقشه ها سازماندهي وطبقه بندي شده است.
3-1-2-3- روش تجزيه وتحليل اطلاعات:
دراين پژوهش،جهت ترسيم جداول ونمودارها از نرم افزارExcel وبراي ترسيم نقشه ها از نرم افزار Arc GIS بهره برداري شده است.همچنين به منظور تجزيه وتحليل اطلاعات از آزمون آماري خي دو استفاده شده است.
3-1-2-4- جامعه آماري ،حجم نمونه ومتغيرهاي تحقيق:
گردشگراني که درايام تعطيلات نوروزي سال 1393 به شهرستان قزوين مسافرت کرده اند وهمچنين مسئولين سازمان صنايع دستي شهرستان،جامعه آماري مورد مطالعه اين تحقيق را تشکيل مي دهند.
براساس اطلاعات موجود تعداد گردشگران ورودي شهرستان قزوين دربرهه زماني فوق حدود 100هزار نفردرنظرگرفته شده اندوتعداد مسولين شاغل درسازمان صنايع دستي قزوين 32 نفر مي باشند.برپايه جدول استاندارد مورگان،حجم نمونه مناسب در رده گردشگران،384 نفروهم چنين حجم نمونه آماري رده مسولين صنايع دستي 30 نفر محاسبه مي گردد.
جهت پاسخ به

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید